پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت دیوانه‌ای که از مگس و کیک در عذاب بود

بود در کنجی یکی دیوانه خوار

پیش او شد آن عزیز نامدار

گفت می‌بینم ترا اهلیتی

هست در اهلیتت جمعیتی

گفت کی جمعیتی یابم ز کس

چون خلاصم نیست از کیک و مگس

جملهٔ روزم مگس دارد عذاب

جملهٔ شب نایدم از کیک خواب

نیم سارخکی چو در نمرود شد

مغز آن سرگشته دل پر دود شد

من مگر نمرود وقتم کز حبیب

کیک و سارخک و مگس دارم نصیب

دیگری گفتش گنه دارم بسی

با گنه چون ره برد آنجا کسی

چون مگس آلوده باشد بی‌خلاف

کی رسد سیمرغ را در کوه قاف

چون ز ره سر تافت مرد پر گناه

کی تواند یافت قرب پادشاه

گفت ای غافل مشو نومید ازو

لطف می‌خواه و کرم جاوید ازو

گر به آسانی نیندازی سپر

کار دشوارت شود ای بی‌خبر

گر نبودی مرد تایب را قبول

کی بدی هر شب برای او نزول

گر گنه کردی، در توبه‌ست باز

توبه کن کین در نخواهد شد فراز

گر به صدق آیی درین ره تو دمی

صد فتوحت پیش بازآید همی

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت مرد بت پرستی که بت را خطاب میکرد و خدا خطابش را لبیک گفتیک شبی روح الامین در سدره بود
  2. حکایت صوفی و انگبین فروشصوفیی می‌رفت در بغداد زود
  3. حکایت موسی و قارونحق تعالی گفت قارون زار زار
  4. حکایت زاهدی خودپسند که از مرده‌ای احتراز جستچون بمرد آن مرد مفسد در گناه
  5. گفتهٔ عباسه دربارهٔ روز رستخیزگفت عباسه که روز رستخیز
  6. گم‌شدن شبلی از بغدادگم شد از بغداد شبلی چندگاه
  7. خصومت دو مرقع پوشدر خصومت آمدند و در جفا
  8. حکایت مفلسی که عاشق شاه مصر شدبود اندر مصر شاهی نامدار
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.