پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۵

جهان جمله تویی تو در جهان نه

همه عالم تویی تو در میان نه

چه دریایی است این دریای پر موج

همه در وی گم و از وی نشان نه

چه راه است این نه سر پیدا و نه پای

ولیکن راه محو و کاروان نه

خیالی و سرابی می‌نماید

چو بوقلمون هویدا و نهان نه

همه تا بنگری ناچیز گردد

همه چیزی چنین و آن چنان نه

عجب کاری است کار سر معشوق

جهان از وی پر و او در جهان نه

همه دل پر ازو و دل درو محو

نشسته در میان جان و جان نه

اگر ظاهر شود مویی جز او نی

وگر باطن بود مویی عیان نه

عجب سری که یک یک ذره آن است

چه می‌گویم همین است و همان نه

دلی دارم درو صد عالم اسرار

ولیکن شرح یک سر را زبان نه

چنین جایی فرید آخر چه گوید

زبان گنگ و سخن قطع و بیان نه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳۷ای راه تو بحر بی کرانه
  2. غزل شمارهٔ ۷۳۸من کیم اندر جهان سرگشته‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۷۳۹دوش وقت صبح چون دل داده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۰ماه را در مشک پنهان کرده‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۱مورچهٔ قیرفام بر قمر آورده‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۲ای که ز سودای عشق بی سر و پا مانده‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۳بوی زلفت در جهان افکنده‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۴بحری است عشق و عقل ازو برکناره‌ای
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.