پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۸

من کیم اندر جهان سرگشته‌ای

در میان خاک و خون آغشته‌ای

در ریای خود منافق پیشه‌ای

در نفاق خود ز حد بگذشته‌ای

شهرگردی خودنمایی رهزنی

مفلسی بی پا و سر سرگشته‌ای

در ازل گویی قلم رندم نبشت

کاشکی هرگز قلم ننبشته‌ای

یک سر سوزن ندیدم روی دوست

پس چرا گم کرده‌ام سر رشته‌ای

برهمی جوید دلم ناکشته تخم

کاشکی یک تخم هرگز کشته‌ای

کیست عطار این سخن را هیچکس

با دلی خاکی به خون بسرشته‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۰ماه را در مشک پنهان کرده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۱مورچهٔ قیرفام بر قمر آورده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۲ای که ز سودای عشق بی سر و پا مانده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۳بوی زلفت در جهان افکنده‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۴بحری است عشق و عقل ازو برکناره‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۵گر کسی یابد درین کو خانه‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۶شعله زد شمع جمال او ز دولتخانه‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۷آن را که نیست در دل ازین سر سکینه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.