پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۰

ماه را در مشک پنهان کرده‌ای

مشک را بر مه پریشان کرده‌ای

چشم عقل دوربین را روز و شب

بر جمال خویش حیران کرده‌ای

از شکنج زلف رستم افکنت

هر زمان صد گونه دستان کرده‌ای

دام مشکین است زلف عنبرینت

دام مشکین عنبر افشان کرده‌ای

من دل و جان خوانمت از جان و دل

تو چنین قصد دل و جان کرده‌ای

یوسف عهدی کزان چاه چو سیم

پوست بر من همچو زندان کرده‌ای

گفتمت بردی به بازی دل ز من

این خصومت باز بازان کرده‌ای

چشم تو می‌گوید از تو خامشی

کین چنین بازی فراوان کرده‌ای

در صفات حسن خود عطار را

تا که جان دارد ثناخوان کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۲ای که ز سودای عشق بی سر و پا مانده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۳بوی زلفت در جهان افکنده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۴بحری است عشق و عقل ازو برکناره‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۵گر کسی یابد درین کو خانه‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۶شعله زد شمع جمال او ز دولتخانه‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۷آن را که نیست در دل ازین سر سکینه‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۸ای صد هزار عاشقت از فرق تا به پای
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۹ای از شکنج زلفت هرجا که انقلابی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.