پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۴

بحری است عشق و عقل ازو برکناره‌ای

کار کنارگی نبود جز نظاره‌ای

در بحر عشق عقل اگر راهبر بدی

هرگز کجا فتادی ازو برکناره‌ای

وانجا که بحر عشق درآید به جان و دل

عقل است اعجمی و خرد شیرخواره‌ای

در پردهٔ وجود ز هستی عدم شوند

آنها که ره برند درین پرده پاره‌ای

بسیار چاره می‌طلبی تا که سر عشق

یک دم شود به پیش تو چون آشکاره‌ای

گر صد هزار سال درین ره قدم زنی

تا تو تویی تو را نتوان کرد چاره‌ای

تو درد عشق خود چه شناسی که چون بود

تا بر دلت ز عشق نیاید کناره‌ای

در هر هزار سال به برج دلی رسد

از آسمان عشق بدین سان ستاره‌ای

عطار اگر پیاده شوی از دو کون تو

در هر دو کون چون تو نباشد سواره‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۶شعله زد شمع جمال او ز دولتخانه‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۷آن را که نیست در دل ازین سر سکینه‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۸ای صد هزار عاشقت از فرق تا به پای
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۹ای از شکنج زلفت هرجا که انقلابی
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۰درآمد از در دل چون خرابی
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۱گر تو نسیمی ز زلف یار نیابی
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۲از من بی خبر چه می‌طلبی
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۳جانا دلم ببردی و جانم بسوختی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.