پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۰

درآمد از در دل چون خرابی

ز می بر آتش جانم زد آبی

شرابم داد و گفتا نوش و خاموش

کزین خوشتر نخوردستی شرابی

چو جان نوشید جام جان فزایش

میان جان برآمد آفتابی

اگرچه خامشی فرمود لیکن

دلم با خامشی ناورد تابی

فغان دربست تا آن شمع جان‌ها

برافکند از جمال خود نقابی

چو جانم روی یار خوش‌نمک دید

ز دل خوش بر نمک می‌زد کبابی

همی ناگاه در جان من افتاد

عجب شوری عجایب اضطرابی

جهان از خود همی پر دید و خود نه

من این ناخوانده‌ام در هیچ بابی

درین منزل فروماندیم جمله

که دارد مشکل ما را جوابی

برو عطار و دم درکش کزین سوز

چو آتش در دلم افتاد تابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۲از من بی خبر چه می‌طلبی
  2. غزل شمارهٔ ۷۵۳جانا دلم ببردی و جانم بسوختی
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۴عشق را گر سری پدیدستی
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۵اگر از نسیم زلفت اثری به جان فرستی
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۶جانا دلم ببردی در قعر جان نشستی
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۷ای همه راحت روان، سرو روان کیستی
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۸ای آفتاب از ورق رویت آیتی
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۹گر مرد راه عشقی ره پیش بر به مردی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.