پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۸

ای آفتاب از ورق رویت آیتی

در جنب جام لعل تو کوثر حکایتی

هرگز ندید هیچ کس از مصحف جمال

سرسبزتر ز خط سیاه تو آیتی

بر نیت خطت که دلم جای وقف دید

کرد از حروف زلف تو عالی روایتی

از مشک خط خود جگرم سوختی ولیک

دل ندهدم که در قلم آرم شکایتی

آب حیات در ظلمات ضلالت است

تا کی ز عکس لعل تو یابد هدایتی

خورشید را که سلطنت سخت روشن است

بنگر گرفت سایهٔ زلفت حمایتی

هر دم ز زلف تو شکنی دیگرم رسد

زان پی نمی‌برم شکنش را نهایتی

چون زلف تو به تاب درم تا کیم رسد

از زلف عنبر تو نسیم عنایتی

زلف توراست از در دربند تا ختن

زان دل فرو گرفت زهی خوش ولایتی

عطار تا که بود، نبودش به هیچ روی

جز دوستی روی تو هرگز جنایتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۰درج یاقوت درفشان کردی
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۱تا تو ز هستی خود زیر و زبر نگردی
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۲خطی از غالیه بر غالیه‌دان آوردی
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۳با خط سرسبز بیرون آمدی
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۴ای لبت ختم کرده دلبندی
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۵ای که با عاشقان نه پیوندی
  7. غزل شمارهٔ ۷۶۶گر مرد این حدیثی زنار کفر بندی
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۷ای کاش درد عشقت درمان‌پذیر بودی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.