پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۲

خطی از غالیه بر غالیه‌دان آوردی

دل این سوخته را کار به جان آوردی

نه که منشور نکویی تو بی طغرا بود

رفتی از غالیه طغرا و نشان آوردی

تا به ماهت نرسد چشم بد هیچ کسی

ماه را در زره مشک‌فشان آوردی

نیست از جانب من تا به تو یک موی میان

تو چرا بیهده از موی میان آوردی

هرکه او از سر کوی تو به مویی سر تافت

با سر موی خودش موی کشان آوردی

گفتم از لعل لبت یک شکر آرم بر زخم

گفت آری شدی و زخم زبان آوردی

خواست از لعل تو عطار به عمری شکری

جگرش خوردی و کارش به زیان آوردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۴ای لبت ختم کرده دلبندی
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۵ای که با عاشقان نه پیوندی
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۶گر مرد این حدیثی زنار کفر بندی
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۷ای کاش درد عشقت درمان‌پذیر بودی
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۸گر یار چنین سرکش و عیار نبودی
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۹گر از همه عاشقان وفا دیدی
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۰ای آنکه هیچ جایی آرام جان ندیدی
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۱الصلا ای دل اگر در عشق او اقرار داری
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.