پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۶

گر مرد این حدیثی زنار کفر بندی

دین از تو دور دور است بر خویشتن چه خندی

از کفر ناگذشته دعوی دین مکن تو

گر محو کفر گردی بنیاد دین فکندی

اندر نهاد گبرت پنجه هزار دیوست

زنار کفر تو خود گبری اگر نبندی

هر ذره‌ای ز عالم سدی است در ره تو

از ذره ذره بگذر گر مرد هوشمندی

چون گویمت که خود را می‌سوز چون سپندی

زیرا که چشم بد را تو در پی سپندی

مردانه پای در نه گر شیر مرد راهی

ورنه به گوشه‌ای رو گر مرد مستمندی

ای پست نفس مانده تا کِی کنی تو دعوی

کافزون ز عالم آمد جان من از بلندی

هیچ است هر دو عالم در جنب این حقیقت

آخر ز هر دو عالم خود را ببین که چندی

عطار مرد عشقی فانی شو از دو عالم

کز لنگر نهادت در بند تخته بندی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۸گر یار چنین سرکش و عیار نبودی
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۹گر از همه عاشقان وفا دیدی
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۰ای آنکه هیچ جایی آرام جان ندیدی
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۱الصلا ای دل اگر در عشق او اقرار داری
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۲جانا دهنی چو پسته داری
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۳هم تن مویم از آن میان که نداری
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۴تورا گر نیست با من هیچ کاری
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۵تو را تا سر بود برجا کجا داری کله داری
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.