پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۳

هم تن مویم از آن میان که نداری

تنگ دلم مانده زان دهان که نداری

ننگری از ناز در زمین که دمی نیست

سر ز تکبر بر آسمان که نداری

من چه بلایی است هر نفس که ندارم

تو چه نکویی است هر زمان که نداری

هرچه بباید ز نیکویی همه هستت

مثل بماند است در جهان که نداری

نام وفا می‌بری و هیچ وفایی

از تو نیاید بدان نشان که نداری

گفته بدی عاقبت وفای تو آرم

این ننیوشم از این زبان که نداری

یک شکرم ده که سود بنده در آن است

زانکه بسی افتد این زیان که نداری

گرچه شکر داری و قیاس ندارد

هست چو ندهی به کس چنان که نداری

گفته بدی خون تو به درد بریزم

تا برهی تو ز نیم جان که نداری

تو نتوانی به خون من کمری بست

خاصه کمر بر چنان میان که نداری

بر تن عطار کز غمت چو کمانی است

چند کشی آخر این کمان که نداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۵تو را تا سر بود برجا کجا داری کله داری
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۶پروانه شبی ز بی قراری
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۷ای بوس تو اصل هر شماری
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۸درآمد دوش دلدارم به یاری
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۹ترسا بچه‌ای شنگی زین نادره دلداری
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۰دوش سرمست به وقت سحری
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۱گاهیم به لطف می نوازی
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۲چه عجب کسی تو جانا که ندانمت چه چیزی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.