پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۶

پروانه شبی ز بی قراری

بیرون آمد به خواستاری

از شمع سؤال کرد کاخر

تا کی سوزی مرا به خواری

در حال جواب داد شمعش

کای بی سر و بن خبر نداری

آتش مپرست تا نباشد

در سوختنت گریفتاری

تو در نفسی بسوختی زود

رستی ز غم و ز غمگساری

من مانده‌ام ز شام تا صبح

در گریه و سوختن به زاری

گه می‌خندم ولیک بر خویش

گه می‌گریم ز سوکواری

می‌گویندم بسوز خوش خوش

تا بیخ ز انگبین برآری

هر لحظه سرم نهند در پیش

گویند چرا چنین نزاری

شمعی دگر است لیک در غیب

شمعی است نه روشن و نه تاری

پروانهٔ او منم چنین گرم

زان یافته‌ام مزاج زاری

من می‌سوزم ازو تو از من

این است نشان دوستداری

چه طعن زنی مرا که من نیز

در سوختنم به بیقراری

آن شمع اگر بتابد از غیب

پروانه بسی فتد شکاری

تا می‌ماند نشان عطار

می‌خواهد سوخت شمع واری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۸درآمد دوش دلدارم به یاری
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۹ترسا بچه‌ای شنگی زین نادره دلداری
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۰دوش سرمست به وقت سحری
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۱گاهیم به لطف می نوازی
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۲چه عجب کسی تو جانا که ندانمت چه چیزی
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۳گر مرد این حدیثی زین باده مست باشی
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۴تا تو خود را خوارتر از جملهٔ عالم نباشی
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۵هر دمم مست به بازار کشی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.