پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۸

درآمد دوش دلدارم به یاری

مرا گفتا بگو تا در چه کاری

حرامت باد اگر بی ما زمانی

برآوردی دمی یا می برآری

چو با ما می‌توانی بود هر شب

روا نبود که بی ما شب گذاری

چو با ما غمگساری می‌توان کرد

چرا با دیگری غم می گساری

خوشی با دشمن ما در نشستی

نباشد این دلیل دوستداری

بدان می‌داریم کز عزت خویش

تو را در خاک اندازم به خواری

به تنهاییت بگذارم که تا تو

بمانی تا ابد در بیقراری

چو بشنیدم ز جانان این سخن‌ها

بدو گفتم که دست از جمله داری

ولیکن چون تو یار غمگنانی

مرا از ننگ من برهان به یاری

که گر عطار در هستی بماند

برو گریند عالمیان به زاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۰دوش سرمست به وقت سحری
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۱گاهیم به لطف می نوازی
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۲چه عجب کسی تو جانا که ندانمت چه چیزی
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۳گر مرد این حدیثی زین باده مست باشی
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۴تا تو خود را خوارتر از جملهٔ عالم نباشی
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۵هر دمم مست به بازار کشی
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۶چون خط شبرنگ بر گلگون کشی
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۷هر دمم در امتحان چندی کشی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.