پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۰

دوش سرمست به وقت سحری

می‌شدم تا به بر سیم‌بری

تیز کرده سر دندان که مگر

بربایم ز لب او شکری

چون ربودم شکری از لب او

بنشستم به امید دگری

جگرم سوخت که از لعل لبش

شکری می نرسد بی جگری

گاهگاهی شکری می‌دهدم

بر سر پای روان در گذری

زین چنین بوسه چه در کیسه کنم

وای از غصهٔ بیدادگری

زان همه تنگ شکر کو راهست

از قضا قسم من آمد قدری

تا خبر یافته‌ام از شکرش

نیست از هستی خویشم خبری

کارم از دست شد و کار مرا

نیست چون دایره پایی و سری

وقت نامد که شوم جملهٔ عمر

همچو نی با شکری در کمری

ماه‌رویا دل عطار بسوخت

مکن و در دل او کن نظری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۲چه عجب کسی تو جانا که ندانمت چه چیزی
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۳گر مرد این حدیثی زین باده مست باشی
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۴تا تو خود را خوارتر از جملهٔ عالم نباشی
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۵هر دمم مست به بازار کشی
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۶چون خط شبرنگ بر گلگون کشی
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۷هر دمم در امتحان چندی کشی
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۸گرد مه خط معنبر می کشی
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۹در ده می عشق یک دم ای ساقی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.