پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۹

گر مرد راه عشقی ره پیش بر به مردی

ورنه به خانه بنشین چه مرد این نبردی

درمان عشق جانان هم درد اوست دایم

درمان مجوی دل را گر زنده دل به دردی

گفتی به ره سپردن گردی برآرم از ره

نه هیچ ره سپردی نه هیچ گرد کردی

گرچه ز قوت دل چون کوه پایداری

در پیش عشق سرکش چون پیش باد گردی

مردان مرد اینجا در پرده چون زنانند

تو پیش صف چه آیی چون نه زنی نه مردی

مردان هزار دریا خوردند و تشنه مردند

تو مست از چه گشتی چون جرعه‌ای نخوردی

گر سالها به پهلو می‌گردی اندرین ره

مرتد شوی اگر تو یک دم ملول گردی

باید که هر دو عالم یک جزء جانت آید

گر تو به جان کلی در راه عشق فردی

بگذر ز راه دعوی در جمع اهل معنی

مرهم طلب ازیشان گر یار سوز و دردی

عطار اگر به‌کلی از خود خلاص یابد

یک جزو جانش آید نه چرخ لاجوردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۱تا تو ز هستی خود زیر و زبر نگردی
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۲خطی از غالیه بر غالیه‌دان آوردی
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۳با خط سرسبز بیرون آمدی
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۴ای لبت ختم کرده دلبندی
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۵ای که با عاشقان نه پیوندی
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۶گر مرد این حدیثی زنار کفر بندی
  7. غزل شمارهٔ ۷۶۷ای کاش درد عشقت درمان‌پذیر بودی
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۸گر یار چنین سرکش و عیار نبودی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.