پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۳

جانا دلم ببردی و جانم بسوختی

گفتم بنالم از تو زبانم بسوختی

اول به وصل خویش بسی وعده دادیم

واخر چو شمع در غم آنم بسوختی

چون شمع نیم کشته و آورده جان به لب

در انتظار وصل چنانم بسوختی

کس نیست کز خروش منش نیست آگهی

آگاه نیستی که چه سانم بسوختی

جانم بسوخت بر من مسکین دلت نسوخت

آخر دلت نسوخت که جانم بسوختی

تا پادشا گشتی بر دیده و دلم

اینم به باد دادی و آنم بسوختی

گفتم که از غمان تو آهی برآورم

آن آه در درون دهانم بسوختی

گفتی که با تو سازم و پیدا شوم تو را

پیدا نیامدی و نهانم بسوختی

یکدم بساز با دل عطار و بیش ازین

آتش مزن که عقل و روانم بسوختی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۵اگر از نسیم زلفت اثری به جان فرستی
  2. غزل شمارهٔ ۷۵۶جانا دلم ببردی در قعر جان نشستی
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۷ای همه راحت روان، سرو روان کیستی
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۸ای آفتاب از ورق رویت آیتی
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۹گر مرد راه عشقی ره پیش بر به مردی
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۰درج یاقوت درفشان کردی
  7. غزل شمارهٔ ۷۶۱تا تو ز هستی خود زیر و زبر نگردی
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۲خطی از غالیه بر غالیه‌دان آوردی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.