پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۷

آن را که نیست در دل ازین سر سکینه‌ای

نبود کم از کم و بود از کم کمینه‌ای

خواهی که از قرینه بدانی که عشق چیست

ناخورده می ز عشق ندانی قرینه‌ای

در دار ملک عشق خلیفه کسی بود

کو را بود ز در حقیقت خزینه‌ای

مرغی است جان عاشق و چندانش حوصله

کز هر دو کون لایق او نیست چینه‌ای

شه‌بیت سر عشق که مطلوب جمله اوست

بیتی است بس عجب مطلب از سفینه‌ای

عمری ز عرش و فرش طلب کردی این حدیث

چل روز نیز واطلب از قعر سینه‌ای

در عشق اگر سکینه پدید آیدت نکوست

لیکن به زهد هیچ نیرزد سکینه‌ای

طوفان عشق چون ز پس و پیش در رسد

جز در درون سینه نیابی سفینه‌ای

ای ساقی امشب از سر این جمع برمخیز

هر لحظه پر کن از می دوشین قنینه‌ای

چندان شراب ده تو که با منکر و مقر

در سینه‌ای نه مهر بماند نه کینه‌ای

بشکن پیاله بر در زهاد تا مگر

در پای زاهدی شکند آبگینه‌ای

عطار در بقای حق و در فنای خود

چون بوسعیدمهنه نیابی مهینه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۹ای از شکنج زلفت هرجا که انقلابی
  2. غزل شمارهٔ ۷۵۰درآمد از در دل چون خرابی
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۱گر تو نسیمی ز زلف یار نیابی
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۲از من بی خبر چه می‌طلبی
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۳جانا دلم ببردی و جانم بسوختی
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۴عشق را گر سری پدیدستی
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۵اگر از نسیم زلفت اثری به جان فرستی
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۶جانا دلم ببردی در قعر جان نشستی
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.