پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۹

دوش وقت صبح چون دل داده‌ای

پیشم آمد مست ترسازاده‌ای

بی دل و دینی سر از خط برده‌ای

بی سر و پایی ز دست افتاده‌ای

چون مرا از خواب خوش بیدار کرد

گفت هین برخیز و بستان باده‌ای

من ز ترسازاده چون می بستدم

گشتم از می بستدن دل داده‌ای

چون شراب عشق در دل کار کرد

دل شد از کار جهان چون ساده‌ای

در زمان زنار بستم بر میان

در صف مردان شدم آزاده‌ای

نیست اکنون در خرابات مغان

پیش او چون من به سر استاده‌ای

نیست چون عطار در دریای عشق

در ز چشم درفشان بگشاده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۱مورچهٔ قیرفام بر قمر آورده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۲ای که ز سودای عشق بی سر و پا مانده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۳بوی زلفت در جهان افکنده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۴بحری است عشق و عقل ازو برکناره‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۵گر کسی یابد درین کو خانه‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۶شعله زد شمع جمال او ز دولتخانه‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۷آن را که نیست در دل ازین سر سکینه‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۸ای صد هزار عاشقت از فرق تا به پای
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.