پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲

مرکب لنگ است و راه دور است

دل را چکنم که ناصبور است

این راه بریدنم ، خیال است

وین شیوه گرفتنم غرور است

صد قرن چو باد اگر بپویم

هم باد بود که یار دور است

با این همه گر دمی برآرم

بی او همه فسق یا فجور است

دانی تو که سر کافری چیست

آن دم که همی نه در حضور است

بی او نفسی مزن که ناگاه

تیغت زند او که بس غیور است

بگذر ز رجا و خوف کین‌جا

چه جای خیال نار و نور است

جایی است که صد جهان اگر نیست

ور هست نه ماتم و نه سور است

مردی که بدین صفت رسیده است

دایم هم ازین صفت نفور است

همچون دریا بود که پیوست

لب خشک بماند از قصور است

این حرف ز بی نهایتی رفت

چون زین بگذشت زرق و زور است

یک ذره‌گی فرید اینجا

بالای هزار خلد و حور است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴چه رخساره که از بدر منیر است
  2. غزل شمارهٔ ۶۵هر که را ذره‌ای ازین سوز است
  3. غزل شمارهٔ ۶۶روی تو شمع آفتاب بس است
  4. غزل شمارهٔ ۶۷شمع رویت ختم زیبایی بس است
  5. غزل شمارهٔ ۶۸وشاقی اعجمی با دشنه در دست
  6. غزل شمارهٔ ۶۹نیم شبی سیم برم نیم مست
  7. غزل شمارهٔ ۷۰دوش ناگه آمد و در جان نشست
  8. غزل شمارهٔ ۷۱در سرم از عشقت این سودا خوش است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.