پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳

این چه سوداست کز تو در سر ماست

وین چه غوغاست کز تو در بر ماست

از تو در ما فتاده شور و شری

این همه شور و شر نه در خور ماست

تا تو کردی به سوی ما نظری

ملک هر دو جهان مسخر ماست

پاکباز آمده‌ایم از دو جهان

کاتش‌ات در میانِ جوهر ماست

آتشی کز تو در نهادِ دل است

تا ابد رهنمای و رهبر ماست

دیده‌ای کو که روی تو بیند

دیده تیره است و یار در بر ماست

ما درین ره حجاب خویشتنیم

ورنه روی تو در برابر ماست

تا که عطار عاشق غم توست

دل اصحابِ ذوق غمخور ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵طرقوا یا عاشقان کین منزل جانان ماست
  2. غزل شمارهٔ ۳۶تا آفتاب روی تو مشکین نقاب بست
  3. غزل شمارهٔ ۳۷تو را در ره خراباتی خراب است
  4. غزل شمارهٔ ۳۸چون به اصل اصل در پیوسته بی‌تو جان توست
  5. غزل شمارهٔ ۳۹عزیزا هر دو عالم سایهٔ توست
  6. غزل شمارهٔ ۴۰عقل مست لعل جان افزای توست
  7. غزل شمارهٔ ۴۱قبلهٔ ذرات عالم روی توست
  8. غزل شمارهٔ ۴۲آنکه چندین نقش ازو برخاسته است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.