پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷

تو را در ره خراباتی خراب است

گر آنجا خانه‌ای گیری صواب است

بگیر آن خانه تا ظاهر ببینی

که خلق عالم و عالم سراب است

در آن خانه تو را یکسان نماید

جهانی گر پر آتش گر پر آب است

خراباتی است بیرون از دو عالم

دو عالم در بر آن همچو خواب است

ببین کز بوی درد آن خرابات

فلک را روز و شب چندین شتاب است

به آسانی نیابی سر این کار

که کاری سخت و سرّی تنگ یاب است

به عقل این راه مسپر کاندرین راه

جهانی عقل چون خر در خلاب است

مثال تو درین کنج خرابات

مثال سایه‌ای در آفتاب است

چگونه شرح آن گویم که جانم

ز عشق این سخن مست و خراب است

اگر پرسی ز سر این سؤالی

چه گویم من که خاموشی جواب است

برای جست و جوی این حقیقت

هزاران حلق در دام طناب است

ز درد این سخن پیران ره را

محاسن‌ها به خون دل خضاب است

جوانمردان دین را زین مصیبت

جگرها تشنه و دلها کباب است

ز شرح این سخن وز خجلت خویش

دل عطار در صد اضطراب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹عزیزا هر دو عالم سایهٔ توست
  2. غزل شمارهٔ ۴۰عقل مست لعل جان افزای توست
  3. غزل شمارهٔ ۴۱قبلهٔ ذرات عالم روی توست
  4. غزل شمارهٔ ۴۲آنکه چندین نقش ازو برخاسته است
  5. غزل شمارهٔ ۴۳بیا که قبلهٔ ما گوشهٔ خرابات است
  6. غزل شمارهٔ ۴۴ندای غیب به جان تو می‌رسد پیوست
  7. غزل شمارهٔ ۴۵لعل گلرنگت شکربار آمدست
  8. غزل شمارهٔ ۴۶چون کنم معشوق عیار آمدست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.