پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲

آنکه چندین نقش ازو برخاسته است

یارب او در پرده چون آراسته است

چون ز پرده دم به دم می تافته است

هر دو عالم دم به دم می‌کاسته است

چون شود یک ره ز پرده آشکار

تو یقین دان کان قیامت خاسته است

محو گردد در قیامت زان جمال

هر که نقشی در جهان پیراسته است

ذره‌ای معشوق کی آید پدید

چون دو عالم پر زر و پر خواسته است

در قیامت سوی خود کس ننگرد

چون جمال آن چنان آراسته است

ذره‌ای گشت است ظاهر زان جمال

شور از هر دو جهان برخاسته است

ای فرید اینجا چه خواهی کار و بار

راه تو نادانی و ناخواسته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴ندای غیب به جان تو می‌رسد پیوست
  2. غزل شمارهٔ ۴۵لعل گلرنگت شکربار آمدست
  3. غزل شمارهٔ ۴۶چون کنم معشوق عیار آمدست
  4. غزل شمارهٔ ۴۷تا که عشق تو حاصل افتادست
  5. غزل شمارهٔ ۴۸این گره کز تو بر دل افتادست
  6. غزل شمارهٔ ۴۹مرا در عشق او کاری فتادست
  7. غزل شمارهٔ ۵۰ندانم تا چه کارم اوفتادست
  8. غزل شمارهٔ ۵۱مفشان سر زلف خویش سرمست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.