پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱

قبلهٔ ذرات عالم روی توست

کعبهٔ اولاد آدم کوی توست

میل خلق هر دو عالم تا ابد

گر شناسند و اگر نی سوی توست

چون به جز تو دوست نتوان داشتن

دوستی دیگران بر بوی توست

هر پریشانی که در هر دو جهان

هست و خواهد بود از یک موی توست

هر کجا در هر دو عالم فتنه‌ای است

ترکتاز طرهٔ هندوی توست

پهلوانان درت بس بی‌دلند

دل ندارد هر که در پهلوی توست

نیست پنهان آنکه از من دل ربود

هست همچون آفتاب آن روی توست

عقل چون طفل ره عشق تو بود

شیرخوار از لعل پر لؤلؤی توست

تیربارانی که چشمت می‌کند

بر دلم پیوسته از ابروی توست

گفتم ابرویت اگر طاقم فکند

این گناه نرگس جادوی توست

گفتم ای عاقل برو چون تیر راست

کین کمان هرگز نه بر بازوی توست

این همه عطار دور از روی تو

درد از آن دارد که بی داروی توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳بیا که قبلهٔ ما گوشهٔ خرابات است
  2. غزل شمارهٔ ۴۴ندای غیب به جان تو می‌رسد پیوست
  3. غزل شمارهٔ ۴۵لعل گلرنگت شکربار آمدست
  4. غزل شمارهٔ ۴۶چون کنم معشوق عیار آمدست
  5. غزل شمارهٔ ۴۷تا که عشق تو حاصل افتادست
  6. غزل شمارهٔ ۴۸این گره کز تو بر دل افتادست
  7. غزل شمارهٔ ۴۹مرا در عشق او کاری فتادست
  8. غزل شمارهٔ ۵۰ندانم تا چه کارم اوفتادست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.