پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶

چون کنم معشوق عیار آمدست

دشنه در کف سوی بازار آمدست

دشنهٔ او تشنهٔ خون دل است

لاجرم خونریز و خونخوار آمدست

همچنان کان پسته می‌ریزد شکر

همچنان آن دشنه خونبار آمدست

هست ترک و من به جان هندوی او

لاجرم با تیغ در کار آمدست

صبحدم هر روز با کرباس و تیغ

پیش تیغ او به زنهار آمدست

آینه بر روی خود می‌داشتست

تا به خود بر عاشق زار آمدست

از وصال او کسی کی برخورد

کو به عشق خود گرفتار آمدست

او ز جمله فارغ است و هر کسی

اندرین دعوی پدیدار آمدست

لیک چون تو بنگری در راه عشق

قسم هر کس محض پندار آمدست

عاشق او و عشق او معشوقه اوست

کیستی تو چون همه یار آمدست

جز فنائی نیست چون می‌بنگرم

آنچه از وی قسم عطار آمدست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸این گره کز تو بر دل افتادست
  2. غزل شمارهٔ ۴۹مرا در عشق او کاری فتادست
  3. غزل شمارهٔ ۵۰ندانم تا چه کارم اوفتادست
  4. غزل شمارهٔ ۵۱مفشان سر زلف خویش سرمست
  5. غزل شمارهٔ ۵۲عزم آن دارم که امشب نیم مست
  6. غزل شمارهٔ ۵۳دلی کز عشق جانان دردمند است
  7. غزل شمارهٔ ۵۴پی آن گیر کاین ره پیش بردست
  8. غزل شمارهٔ ۵۵زان پیش که بودها نبودست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.