پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴

پی آن گیر کاین ره پیش بردست

که راه عشق پی بردن نه خردست

عدو جان خویش و خصم تن گشت

در اول گام هرک این ره سپردست

کسی داند فراز و شیب این راه

که سرگردانی این راه بردست

گهی از چشم خود خون می‌فشاندست

گهی از روی خود خون می‌ستردست

گرش هر روز صد جان می‌رسیدست

صد و یک جان به جانان می‌سپردست

دلش را صد حیات زنده بودست

اگر آن نفس یک ساعت بمردست

ز سندانی که بر سر می‌زنندش

قدم در عشق محکم‌تر فشردست

کسی چون ذره گردد این هوا را

که دم اندر هوای خود شمردست

بسا آتش که چون اینجا رسیدست

شدست آبی و همچون یخ فسردست

بسا دریا کش پاکیزه گوهر

که اینجا قطره‌ای آبش ببردست

مشو پیش صف ای نه مرد و نه زن

که خفتان تو اطلس نیست بردست

مده خود را ز پری این تهی باد

که در جام تو نه صاف و نه دردست

درین وادی دل وحشی عطار

ز حیرت جلف‌تر زان مرد کردست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶ره عشاق راهی بی‌کنار است
  2. غزل شمارهٔ ۵۷آتش عشق تو در جان خوشتر است
  3. غزل شمارهٔ ۵۸لعلت از شهد و شکر نیکوتر است
  4. غزل شمارهٔ ۵۹آن دهان نیست که تنگ شکر است
  5. غزل شمارهٔ ۶۰عشق را گوهر ز کانی دیگر است
  6. غزل شمارهٔ ۶۱ذره‌ای اندوه تو از هر دو عالم خوشتر است
  7. غزل شمارهٔ ۶۲مرکب لنگ است و راه دور است
  8. غزل شمارهٔ ۶۳اگر تو عاشقی معشوق دور است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.