پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹

مرا در عشق او کاری فتادست

که هر مویی به تیماری فتادست

اگر گویم که می‌داند که در عشق

چگونه مشکلم کاری فتادست

مرا گوید اگر دانی وگرنه

چنین در عشق بسیاری فتادست

اگر گویم همه غمها به یک بار

نصیب جان غمخواری فتادست

مرا گوید مرا زین هیچ غم نیست

همه غمها تو را آری فتادست

چو خونم می‌بریزی زود بشتاب

که الحق تیز بازاری فتادست

مرا چون خون بریزی زود بفروش

که بس نیکم خریداری فتادست

مرا جانا ز عشقت بود صد بار

به سرباری کنون باری فتادست

دل مستم چو مرغ نیم بسمل

به دام چون تو دلداری فتادست

از آن دل دست باید شست دایم

که در دست چو تو یاری فتادست

کجا یابد گل وصل تو عطار

که هر دم در رهش خاری فتادست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱مفشان سر زلف خویش سرمست
  2. غزل شمارهٔ ۵۲عزم آن دارم که امشب نیم مست
  3. غزل شمارهٔ ۵۳دلی کز عشق جانان دردمند است
  4. غزل شمارهٔ ۵۴پی آن گیر کاین ره پیش بردست
  5. غزل شمارهٔ ۵۵زان پیش که بودها نبودست
  6. غزل شمارهٔ ۵۶ره عشاق راهی بی‌کنار است
  7. غزل شمارهٔ ۵۷آتش عشق تو در جان خوشتر است
  8. غزل شمارهٔ ۵۸لعلت از شهد و شکر نیکوتر است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.