پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹

عزیزا هر دو عالم سایهٔ توست

بهشت و دوزخ از پیرایهٔ توست

تویی از روی ذات آیینهٔ شاه

شه از روی صفاتی آیهٔ توست

که داند تا تو اندر پردهٔ غیب

چه چیزی و چه اصلی مایهٔ توست

تو طفلی وانکه در گهوارهٔ تو

تو را کج می‌کند هم دایهٔ توست

اگر بالغ شوی ظاهر ببینی

که صد عالم فزون‌تر پایهٔ توست

تو اندر پردهٔ غیبی و آن چیز

که می‌بینی تو آن خود سایهٔ توست

برآی از پرده و بیع و شرا کن

که هر دو کون یک سرمایهٔ توست

تو از عطار بشنو کانچه اصل است

برون نی از تو و همسایهٔ توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱قبلهٔ ذرات عالم روی توست
  2. غزل شمارهٔ ۴۲آنکه چندین نقش ازو برخاسته است
  3. غزل شمارهٔ ۴۳بیا که قبلهٔ ما گوشهٔ خرابات است
  4. غزل شمارهٔ ۴۴ندای غیب به جان تو می‌رسد پیوست
  5. غزل شمارهٔ ۴۵لعل گلرنگت شکربار آمدست
  6. غزل شمارهٔ ۴۶چون کنم معشوق عیار آمدست
  7. غزل شمارهٔ ۴۷تا که عشق تو حاصل افتادست
  8. غزل شمارهٔ ۴۸این گره کز تو بر دل افتادست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.