پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵

طرقوا یا عاشقان کین منزل جانان ماست

زانچه وصل و هجر او هم درد و هم درمان ماست

راه ده ما را اگر چه مفلسان حضرتیم

آیت قل یا عبادی آمده در شان ماست

نیستم اینجا مقیم ای دوستان بر رهگذر

یک دو روزه روح غیبی آمده مهمان ماست

عزم ره داریم نتوان بیش از این کردن درنگ

زانکه جلاد اجل در انتظار جان ماست

یا غیاث المستغیث یا اله العالمین

جملهٔ شب تا سحر بر درگهش افغان ماست

آن چنان خلوت که ما از جان و دل بودیم دوش

جبرئیل آید نگنجد در میان گر جان ماست

گر شما را طاعت است و زهد و تقوی و ورع

باک نیست چون دوست اندر عهد و در پیمان ماست

تحفهٔ جنت که از بهر شما آراستند

با غم هجران او دوزخ سرابستان ماست

غم مخور عطار چندین از برای جسم خود

زانکه بحر رحمتش در انتظار جان ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷تو را در ره خراباتی خراب است
  2. غزل شمارهٔ ۳۸چون به اصل اصل در پیوسته بی‌تو جان توست
  3. غزل شمارهٔ ۳۹عزیزا هر دو عالم سایهٔ توست
  4. غزل شمارهٔ ۴۰عقل مست لعل جان افزای توست
  5. غزل شمارهٔ ۴۱قبلهٔ ذرات عالم روی توست
  6. غزل شمارهٔ ۴۲آنکه چندین نقش ازو برخاسته است
  7. غزل شمارهٔ ۴۳بیا که قبلهٔ ما گوشهٔ خرابات است
  8. غزل شمارهٔ ۴۴ندای غیب به جان تو می‌رسد پیوست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.