پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲

عاشقی و بی نوایی کار ماست

کار کار ماست چون او یار ماست

تا بود عشقت میان جان ما

جان ما در پیش ما ایثار ماست

جان ما زان است جان ، کو جان  ماست

جان ما بی فخر عشقش عار ماست

عشق او آسان همی پنداشتم

سد ما در راه ما پندار ماست

کار ما چون شد ز دست ما کنون

هرچه درد و دردی است آن کار ماست

بوده عمری در میان اهل دین

وین زمان تسبیح ما زنار ماست

چون به مسجد یک زمان حاضر نه‌ایم

نیست این مسجد که این خمار ماست

کیست چون عطار در خمار عشق

کین زمان در درد دردی خوار ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴راه عشق او که اکسیر بلاست
  2. غزل شمارهٔ ۳۵طرقوا یا عاشقان کین منزل جانان ماست
  3. غزل شمارهٔ ۳۶تا آفتاب روی تو مشکین نقاب بست
  4. غزل شمارهٔ ۳۷تو را در ره خراباتی خراب است
  5. غزل شمارهٔ ۳۸چون به اصل اصل در پیوسته بی‌تو جان توست
  6. غزل شمارهٔ ۳۹عزیزا هر دو عالم سایهٔ توست
  7. غزل شمارهٔ ۴۰عقل مست لعل جان افزای توست
  8. غزل شمارهٔ ۴۱قبلهٔ ذرات عالم روی توست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.