پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴

دولت عاشقان هوای تو است

راحت طالبان بلای تو است

کیمیای سعادت دو جهان

گرد خاک در سرای تو است

ناف آهو شود دهان کسی

که درو وصف کبریای تو است

سرمهٔ دیده‌ها بود خاکی

که گذرگاه آشنای تو است

ملک عالم به هیچ نشمارد

آنکه در کوی تو گدای تو است

به سحر ناز عاشقان با تو

از سر لطف دلگشای تو است

آنچه از ملک جاودان بیش است

عاشقان را در سرای تو است

آنچه از سیرت ملوک به است

خاک کوی فلک‌نمای تو است

از بلا هر کسی گریزان است

این رهی طالب بلای تو است

گر رضای تو در بلای من است

جان من بستهٔ رضای تو است

من ندانم ثنای تو به سزا

وصف تو لایق ثنای تو است

این تکاپوی و گفت و گوی فرید

همه در جستن عطای تو است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶آن نه روی است ماه دو هفته است
  2. غزل شمارهٔ ۲۷تا کی از صومعه خمار کجاست
  3. غزل شمارهٔ ۲۸چون ز مرغ سحر فغان برخاست
  4. غزل شمارهٔ ۲۹دوش کان شمع نیکوان برخاست
  5. غزل شمارهٔ ۳۰اینت گم گشته دهانی که توراست
  6. غزل شمارهٔ ۳۱چون مرا مجروح کردی گر کنی مرهم رواست
  7. غزل شمارهٔ ۳۲عاشقی و بی نوایی کار ماست
  8. غزل شمارهٔ ۳۳این چه سوداست کز تو در سر ماست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.