پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳

آه‌های آتشینم پرده‌های شب بسوخت

بر دل آمد وز تف دل هم زبان هم لب بسوخت

دوش در وقت سحر آهی برآوردم ز دل

در زمین آتش فتاد و بر فلک کوکب بسوخت

جان پر خونم که مشتی خاک دامن گیر اوست

گاه اندر تاب ماند و گاه اندر تب بسوخت

پردهٔ پندار کان چون سد اسکندر قوی است

آه خون آلود من هر شب به یک یارب بسوخت

روز دیگر پردهٔ دیگر برون آمد ز غیب

پردهٔ دیگر به یارب‌های دیگرشب بسوخت

هر که او خام است گو در مذهب ما نه قدم

زانکه دعوی خام شد هر کو درین مذهب بسوخت

باز عشقش چون دل عطار در مخلب گرفت

از دل گرمش عجب نبود اگر مخلب بسوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵دلبرم در حسن طاق افتاده است
  2. غزل شمارهٔ ۲۶آن نه روی است ماه دو هفته است
  3. غزل شمارهٔ ۲۷تا کی از صومعه خمار کجاست
  4. غزل شمارهٔ ۲۸چون ز مرغ سحر فغان برخاست
  5. غزل شمارهٔ ۲۹دوش کان شمع نیکوان برخاست
  6. غزل شمارهٔ ۳۰اینت گم گشته دهانی که توراست
  7. غزل شمارهٔ ۳۱چون مرا مجروح کردی گر کنی مرهم رواست
  8. غزل شمارهٔ ۳۲عاشقی و بی نوایی کار ماست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.