پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲

عشق جانان همچو شمعم از قدم تا سر بسوخت

مرغ جان را نیز چون پروانه بال و پر بسوخت

عشقش آتش بود کردم مجمرش از دل چو عود

آتش سوزنده بر هم عود و هم مجمر بسوخت

زآتش رویش چو یک اخگر به صحرا اوفتاد

هر دو عالم همچو خاشاکی از آن اخگر بسوخت

خواستم تا پیش جانان پیشکش جان آورم

پیش دستی کرد عشق و جانم اندر بر بسوخت

نیست از خشک و ترم در دست جز خاکستری

کاتش غیرت درآمد خشک و تر یکسر بسوخت

دادم آن خاکستر آخر بر سر کویش به باد

برق استغنا بجست از غیب و خاکستر بسوخت

گفتم اکنون ذره‌ای دیگر بمانم گفت باش

ذرهٔ دیگر چه باشد ذره‌ای دیگر بسوخت

چون رسید این جایگه عطار نه هست و نه نیست

کفر و ایمانش نماند و مؤمن و کافر بسوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴دولت عاشقان هوای تو است
  2. غزل شمارهٔ ۲۵دلبرم در حسن طاق افتاده است
  3. غزل شمارهٔ ۲۶آن نه روی است ماه دو هفته است
  4. غزل شمارهٔ ۲۷تا کی از صومعه خمار کجاست
  5. غزل شمارهٔ ۲۸چون ز مرغ سحر فغان برخاست
  6. غزل شمارهٔ ۲۹دوش کان شمع نیکوان برخاست
  7. غزل شمارهٔ ۳۰اینت گم گشته دهانی که توراست
  8. غزل شمارهٔ ۳۱چون مرا مجروح کردی گر کنی مرهم رواست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.