پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱

تا به عمدا ز رخ نقاب انداخت

خاک در چشم آفتاب انداخت

سر زلفش چو شیر پنجه گشاد

آهوان را به مشک ناب انداخت

تیر چشمش که عالمی خون داشت

اشتری را به یک کباب انداخت

لب شیرینش چون تبسم کرد

شور در لؤلؤ خوشاب انداخت

تاب در زلف داد و هر مویش

در دلم صد هزار تاب انداخت

خیمهٔ عنبرینت ای مهوش

در همه حلقها طناب انداخت

شوق روی چو آفتاب تو بود

کاسمان را در انقلاب انداخت

شکری از لبت به سرکه رسید

سرکه را باز در شراب انداخت

عرقی کرد عارض چو گلت

نظرم بر گل و گلاب انداخت

روی ناشسته خوشتری بنشین

کاتشی روی تو در آب انداخت

از لب تو فرید آبی خواست

در دلش آتش عذاب انداخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳آه‌های آتشینم پرده‌های شب بسوخت
  2. غزل شمارهٔ ۲۴دولت عاشقان هوای تو است
  3. غزل شمارهٔ ۲۵دلبرم در حسن طاق افتاده است
  4. غزل شمارهٔ ۲۶آن نه روی است ماه دو هفته است
  5. غزل شمارهٔ ۲۷تا کی از صومعه خمار کجاست
  6. غزل شمارهٔ ۲۸چون ز مرغ سحر فغان برخاست
  7. غزل شمارهٔ ۲۹دوش کان شمع نیکوان برخاست
  8. غزل شمارهٔ ۳۰اینت گم گشته دهانی که توراست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.