پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰

اینت گم گشته دهانی که توراست

وینت نابوده میانی که توراست

از دو چشم تو جهان پرشور است

اینت شوریده جهانی که توراست

جادوان را به سخن خشک کنی

خه زهی چرب‌زبانی که توراست

آخر این ناز تو هم در گذرد

چند مانده است زمانی که توراست

گفتی از من شکری باید خواست

اینت آشفته دهانی که توراست

چون بهای شکرت صد جان است

چه کنم نیمهٔ جانی که توراست

مده ای ماه کسی را شکری

که شکر هست زبانی که توراست

خط معزولی حسن تو دمید

سست ازآن گشت عنانی که توراست

قیر شد گرد رخت غالیه گون

خطت از غالیه دانی که توراست

چون خط او بدمد ای عطار

کم شود آه و فغانی که توراست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲عاشقی و بی نوایی کار ماست
  2. غزل شمارهٔ ۳۳این چه سوداست کز تو در سر ماست
  3. غزل شمارهٔ ۳۴راه عشق او که اکسیر بلاست
  4. غزل شمارهٔ ۳۵طرقوا یا عاشقان کین منزل جانان ماست
  5. غزل شمارهٔ ۳۶تا آفتاب روی تو مشکین نقاب بست
  6. غزل شمارهٔ ۳۷تو را در ره خراباتی خراب است
  7. غزل شمارهٔ ۳۸چون به اصل اصل در پیوسته بی‌تو جان توست
  8. غزل شمارهٔ ۳۹عزیزا هر دو عالم سایهٔ توست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.