پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲

ز زلفت زنده می‌دارد صبا انفاس عیسی را

ز رویت می‌کند روشن خیالت چشم موسی را

سحرگه عزم بستان کن صبوحی در گلستان کن

به بلبل می‌برد از گل صبا صد گونه بشری را

کسی با شوق روحانی نخواهد ذوق جسمانی

برای گلبن وصلش رها کن من و سلوی را

گر از پرده برون آیی و ما را روی بنمایی

بسوزی خرقهٔ دعوی بیابی نور معنی را

دل از ما می‌کند دعوی سر زلفت به صد معنی

چو دل‌ها در شکن دارد چه محتاج است دعوی را

به یک دم زهد سی ساله به یک دم باده بفروشم

اگر در باده اندازد رخت عکس تجلی را

نگارینی که من دارم اگر برقع براندازد

نماند زینت و رونق نگارستان مانی را

دلارامی که من دانم گر از پرده برون آید

نبینی جز به میخانه ازین پس اهل تقوی را

شود در گلخن دوزخ طلب کاری چو عطارت

اگر در روضه بنمایی به ما نور تجلی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴گفتم اندر محنت و خواری مرا
  2. غزل شمارهٔ ۵سوختی جانم چه می‌سازی مرا
  3. غزل شمارهٔ ۶گر سیر نشد تو را دل از ما
  4. غزل شمارهٔ ۷بار دگر شور آفرید این پیر درد آشام ما
  5. غزل شمارهٔ ۸چون شدستی ز من جدا صنما
  6. غزل شمارهٔ ۹در دلم افتاد آتش ساقیا
  7. غزل شمارهٔ ۱۰در دلم بنشسته‌ای بیرون میا
  8. غزل شمارهٔ ۱۱ای عجب دردی است دل را بس عجب
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.