پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱

چون نیست، هیچ مردی، در عشق، یار ما را،

سجاده، زاهدان را؛ درد و قُمار، ما را.

جایی که جانِ مردان باشد —چُو گویْ— گَردان،

آن نیست جایِ رندان؛ با آن، چه کار ما را؟

گر ساقیانِ معنی با زاهدان نِشینند،

مِی زاهدانِ رَه را؛ درد و خُمار ما را.

درمانْش، مُخلصان را، دردَش، شِکستِگان را،

شادیْش، مُصلحان را، غم، یادگار، ما را.

ای مدعی، کجایی تا مُلکِ ما بِبینی،

کز هرچه بود در ما، برداشت —یار— ما را.

آمد خطاب، ذوقی از هاتفِ حقیقت؛

کِایْ خسته، چون بیابی اندوهِ زارِ ما را؟

عَطّار، اَندَرین رَه، اندوهگین، فُروشُد،

زیراکه او —تَمامَ اسْت— اَنْدُهْ‌گُسار، ما را.

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرا
  2. غزل شمارهٔ ۴گفتم اندر محنت و خواری مرا
  3. غزل شمارهٔ ۵سوختی جانم چه می‌سازی مرا
  4. غزل شمارهٔ ۶گر سیر نشد تو را دل از ما
  5. غزل شمارهٔ ۷بار دگر شور آفرید این پیر درد آشام ما
  6. غزل شمارهٔ ۸چون شدستی ز من جدا صنما
  7. غزل شمارهٔ ۹در دلم افتاد آتش ساقیا
  8. غزل شمارهٔ ۱۰در دلم بنشسته‌ای بیرون میا
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.