پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳

ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرا

من کیم کز چون تویی بویی رسد جان مرا

جان و دل پر درد دارم هم تو در من می‌نگر

چون تو پیدا کرده‌ای این راز پنهان مرا

ز آرزوی روی تو در خون گرفتم روی از آنک

نیست جز روی تو درمان چشم گریان مرا

گرچه از سرپای کردم چون قلم در راه عشق

پا و سر پیدا نیامد این بیابان مرا

گر امید وصل تو در پی نباشد رهبرم

تا ابد ره درکشد وادی هجران مرا

چون تو می‌دانی که درمان من سرگشته چیست

دردم از حد شد چه می‌سازی تو درمان مرا

جان عطار از پریشانی است همچون زلف تو

جمع کن بر روی خود جان پریشان مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵سوختی جانم چه می‌سازی مرا
  2. غزل شمارهٔ ۶گر سیر نشد تو را دل از ما
  3. غزل شمارهٔ ۷بار دگر شور آفرید این پیر درد آشام ما
  4. غزل شمارهٔ ۸چون شدستی ز من جدا صنما
  5. غزل شمارهٔ ۹در دلم افتاد آتش ساقیا
  6. غزل شمارهٔ ۱۰در دلم بنشسته‌ای بیرون میا
  7. غزل شمارهٔ ۱۱ای عجب دردی است دل را بس عجب
  8. غزل شمارهٔ ۱۲روز و شب چون غافلی از روز و شب
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.