پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱

ای عجب دردی است دل را بس عجب

مانده در اندیشهٔ آن روز و شب

اوفتاده در رهی بی پای و سر

همچو مرغی نیم بسمل زین سبب

چند باشم آخر اندر راه عشق

در میان خاک و خون در تاب و تب

پرده برگیرند از پیشان کار

هر که دارند از نسیم او نسب

ای دل شوریده عهدی کرده‌ای

تازه گردان چند داری در تعب

برگشادی بر دلم اسرار عشق

گر نبودی در میان ترک ادب

پر سخن دارم دلی لیکن چه سود

چون زبانم کارگر نی ای عجب

آشکارایی و پنهانی نگر

دوست با ما، ما فتاده در طلب

زین عجب تر کار نبود در جهان

بر لب دریا بمانده خشک لب

اینت کاری مشکل و راهی دراز

اینت رنجی سخت و دردی بوالعجب

دایم ای عطار با اندوه ساز

تا ز حضرت امرت آید کالطرب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳برقع از ماه برانداز امشب
  2. غزل شمارهٔ ۱۴چه شاهدی است که با ماست در میان امشب
  3. غزل شمارهٔ ۱۵سحرگاهی شدم سوی خرابات
  4. غزل شمارهٔ ۱۶تا درین زندان فانی زندگانی باشدت
  5. غزل شمارهٔ ۱۷زهی ماه در مهر سرو بلندت
  6. غزل شمارهٔ ۱۸دم مزن گر همدمی می‌بایدت
  7. غزل شمارهٔ ۱۹بعد جوی از نفس سگ گر قرب جان می‌بایدت
  8. غزل شمارهٔ ۲۰ای شکر خوشه‌چین گفتارت
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.