پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴

چه شاهدی است که با ماست در میان امشب

که روشن است ز رویش همه جهان امشب

نه شمع راست شعاعی، نه ماه را تابی

نه زهره راست فروغی در آسمان امشب

میان مجلس ما صورتی همی تابد

که آفتاب شد از شرم او نهان امشب

بسی سعادت از این شب پدید خواهد شد

که هست مشتری و زهره را قران امشب

شبی خوش است و ز اغیار نیست کس بر ما

غنیمت است ملاقات دوستان امشب

دمی خوش است مکن صبح دم دمی سردی

که همدم است مرا یار مهربان امشب

میان ما و تو امشب کسی نمی گنجد

که خلوتی است مرا با تو در نهان امشب

بساز مطرب از آن پرده‌های شور انگیز

نوای تهنیت بزم عاشقان امشب

همه حکایت مطبوع درد عطار است

ترانهٔ خوش شیرین مطربان امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶تا درین زندان فانی زندگانی باشدت
  2. غزل شمارهٔ ۱۷زهی ماه در مهر سرو بلندت
  3. غزل شمارهٔ ۱۸دم مزن گر همدمی می‌بایدت
  4. غزل شمارهٔ ۱۹بعد جوی از نفس سگ گر قرب جان می‌بایدت
  5. غزل شمارهٔ ۲۰ای شکر خوشه‌چین گفتارت
  6. غزل شمارهٔ ۲۱تا به عمدا ز رخ نقاب انداخت
  7. غزل شمارهٔ ۲۲عشق جانان همچو شمعم از قدم تا سر بسوخت
  8. غزل شمارهٔ ۲۳آه‌های آتشینم پرده‌های شب بسوخت
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.