پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷

زهی ماه در مهر سرو بلندت

شکر در گدازش ز تشویر قندت

جهان فتنه بگرفت و پر مشک شد هم

چو بگذشت بادی به مشکین کمندت

سر زلف پر بند تو تا بدیدم

به یک دم شدم عاشق بند بندت

گزند تو را قدر و قیمت که داند

بیا تا به جانم رسانی گزندت

برآر از سر کبر گردی ز عالم

که گوگرد سرخ است گرد سمندت

به چه آلتی عشق روی تو بازم

چو جان مست توست و خرد مستمندت

چنان ماه رویی که آئینهٔ تو

به رخ با قمر در غلط او فکندت

چو وجه سپندی ندارم چه سازم

جگر به که سوزم به جای سپندت

مزن بانگ بر من که این است جرمم

که خورشید خواندم به بانگ بلندت

غلط گفتم این زانکه خورشید دایم

رخی همچو زر، می‌رود مستمندت

چه سازم که عطار اگر جان به زاری

بسوزد ز عشقت نیاید پسندت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹بعد جوی از نفس سگ گر قرب جان می‌بایدت
  2. غزل شمارهٔ ۲۰ای شکر خوشه‌چین گفتارت
  3. غزل شمارهٔ ۲۱تا به عمدا ز رخ نقاب انداخت
  4. غزل شمارهٔ ۲۲عشق جانان همچو شمعم از قدم تا سر بسوخت
  5. غزل شمارهٔ ۲۳آه‌های آتشینم پرده‌های شب بسوخت
  6. غزل شمارهٔ ۲۴دولت عاشقان هوای تو است
  7. غزل شمارهٔ ۲۵دلبرم در حسن طاق افتاده است
  8. غزل شمارهٔ ۲۶آن نه روی است ماه دو هفته است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.