پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸

چون شدستی ز من جدا صنما

مُلْتَقَى لِمْ تَرَکْتَ بِیْ نَدَما

حق میان من و تو آگاه است

هُوَ یَکْفی مِنَ الَّذی ظَلَما

ور به دست تو آمده است اجلم

قَدْ رَضیْتُ بِما جَرى قَلَما

گشت فانی ز خویش چون عطار

گفت غیر از وجود حق عدما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰در دلم بنشسته‌ای بیرون میا
  2. غزل شمارهٔ ۱۱ای عجب دردی است دل را بس عجب
  3. غزل شمارهٔ ۱۲روز و شب چون غافلی از روز و شب
  4. غزل شمارهٔ ۱۳برقع از ماه برانداز امشب
  5. غزل شمارهٔ ۱۴چه شاهدی است که با ماست در میان امشب
  6. غزل شمارهٔ ۱۵سحرگاهی شدم سوی خرابات
  7. غزل شمارهٔ ۱۶تا درین زندان فانی زندگانی باشدت
  8. غزل شمارهٔ ۱۷زهی ماه در مهر سرو بلندت
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.