پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵

سوختی جانم چه می‌سازی مرا

بر سر افتادم چه می‌تازی مرا

در رهت افتاده‌ام بر بوی آنک

بوک بر گیری و بنوازی مرا

لیک می‌ترسم که هرگز تا ابد

بر نخیزم گر بیندازی مرا

بندهٔ بیچاره گر می‌بایدت

آمدم تا چاره‌ای سازی مرا

چون شدم پروانهٔ شمع رخت

همچو شمعی چند بگدازی مرا

گرچه با جان نیست بازی درپذیر

همچو پروانه به جانبازی مرا

تو تمامی من نمی‌خواهم وجود

وین نمی‌باید به انبازی مرا

سر چو شمعم بازبر یکبارگی

تا کی از ننگ سرافرازی مرا

دوش وصلت نیم شب در خواب خوش

کرد هم خلوت به دمسازی مرا

تا که بر هم زد وصالت غمزه‌ای

کرد صبح آغاز غمازی مرا

چو ز تو آواز می‌ندهد فرید

تا دهی قرب هم آوازی مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷بار دگر شور آفرید این پیر درد آشام ما
  2. غزل شمارهٔ ۸چون شدستی ز من جدا صنما
  3. غزل شمارهٔ ۹در دلم افتاد آتش ساقیا
  4. غزل شمارهٔ ۱۰در دلم بنشسته‌ای بیرون میا
  5. غزل شمارهٔ ۱۱ای عجب دردی است دل را بس عجب
  6. غزل شمارهٔ ۱۲روز و شب چون غافلی از روز و شب
  7. غزل شمارهٔ ۱۳برقع از ماه برانداز امشب
  8. غزل شمارهٔ ۱۴چه شاهدی است که با ماست در میان امشب
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.