پرش به محتوای اصلی
عسجدی عسجدی

اشعار باقیمانده

شمارهٔ ۵۶ - قطعه

یاسمن آمد بمجلس، با بنفشه دست سود

حمله کردند و شکسته شد، سپاه با درنگ

با سماع چنگ باش، از چاشتگه تا آن زمان

کز فلک پروین برآید همچو سیمین شفترنگ

از دل و پشت مبارز، می برآید صد تراک

کز زه عالی کمان، خسرو آید یک ترنگ

هند چون دریای خون شد، چین چو دریا بار او

زین قیل روید بچین، بر شبه مردم استرنگ

مرکبی کش نیست جز آئین، خود دادن نشان

خاصه آن گاهی که بر زین برکشندش تنگ تنگ

گشتن از پرگار و چرخ و رفتن از کشتی و تیر

کشی از طاوس و گور و جستن از خرگوش و رنگ

ادامه‌ی اشعار باقیمانده

  1. شمارهٔ ۵۸ - قطعهخواجه بزرگست و مال دارد و نعمت
  2. شمارهٔ ۵۹ - در تشبیه خربزه گفته و به هلال و بدر در دو حالت وصف کرده استآن زبرجد رنگ مشکین بوی و طعمش طعم شهد
  3. شمارهٔ ۶۰ - شکار خویشما در غم خویش غمگسار خویشیم
  4. شمارهٔ ۶۱ - در مناعت خویش گویداگر نسبتم نیست یا هست حرم
  5. شمارهٔ ۶۲ - از قطعه‌ایکسی که او کند از کان که به میتین سیم
  6. شمارهٔ ۶۳ - در توصیف انجیرانجیر کش از شاخ بستدی تو
  7. شمارهٔ ۶۴ - رباعیآن جسم پیاله بین به جان آبستن
  8. شمارهٔ ۶۵ - رباعیدر جسم پیاله جان روانست روان
همه‌ی اشعار باقیمانده ←

عسجدی درباره‌ی عسجدی

عبدالعزیز پسر منصور مشهور به عَسجَدی مروزی شاعر ایرانی است که در اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری می‌زیست. وی از شاعران دربار سلطان محمود غزنوی بود. گمان برده می‌شود که وی پس از مرگ سلطان محمود در دربار پسر وی سلطان مسعود غزنوی و همچنین پس از وی در دبار سلطان مودود غزنوی پسر سلطان مسعود نیز شاعری می‌کرد. وی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.