پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

رباعیات

شمارهٔ ۴ - صبح و شب

آن مه که گشوده لعل لب میخندد

بر گریه من به بین عجب میخندد

بر روز سیاه من چو خندد، گوئی:

صبح است و بتاریکی شب میخندد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۶ - بوسه شبنمیک عمر اگر چه رنج و ماتم دیدم
  2. شمارهٔ ۷ - غنچه بختصد گونه بلا، ز گشت انجم دیدم
  3. شمارهٔ ۸ - زلف کوتاهکوته شدن زلف تو ایماه خوش است
  4. شمارهٔ ۹ - زاهد و میخانهچون باده بجام خود فروشان افتاد
  5. شمارهٔ ۱۰ - گل شکفتهچون غنچه چو دیده بودم از آغازت
  6. شمارهٔ ۱۱ - چه شد؟بوسی اگر از لبت ربودیم چه شد؟
  7. شمارهٔ ۱۲ - آینه جامبازآ که ز حسرت تو جان خواهم داد
  8. شمارهٔ ۱۳ - رنج میاین رنج که من ز گردش می دیدم
همه‌ی رباعیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.