پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

رباعیات

شمارهٔ ۱۱ - چه شد؟

بوسی اگر از لبت ربودیم چه شد؟

ور دست بر اندام تو سودیم چه شد؟

خود را بکشی اگر ز مردم شنوی

کان شب که من و تو مست بودیم چه شد؟

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۳ - رنج میاین رنج که من ز گردش می دیدم
  2. شمارهٔ ۱۴ - عشق و شرابما را دو هزار آرزو در دل بود
  3. شمارهٔ ۱۵ - بهارهنگام بهار و چون بهشت است چمن
  4. شمارهٔ ۱۶ - میگسارم باشیآنروز خوشم که در کنارم باشی
  5. شمارهٔ ۱۷ - در سایه سروآنروز خوشم که نو بهاری باشد
همه‌ی رباعیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.