پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

غزل‌ها

شمارهٔ ۷۰ - به ادوارد براون

به سال شصتم عمرت، نوید جشن رسید

بمان که بعد صد و بیست سال خواهی دید

که روی علم و ادب همچو موی صورت تو

به پیش اهل هنر، از تو گشته روی سفید

به کشتزار ادب، تا به شصت سال دگر

ز خرمن ثمرات تو، خوشه باید چید

به لوح خاطر ایرانیان به نام «براون»

نوشته با خط برجسته که السعید سعید

هر آنچه مانده ز عمر من است، تقدیمت

نمودم ار بتوان عمر را به کس بخشید

تو جاودان به جهان زنده باش و، علم و ادب

چو خضر ز آب حیات تو، زندهٔ جاوید

کدام جان؟ که به شعر و ادب نشد ز تو شاد

کدام دل؟ که سر مو، ز دست تو رنجید

به قدر عارف، کس نیست قدردان «براون»

مگر کسی که تواند به قدر او فهمید

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۷۲ - خانه‌به‌دوشدوش تحت‌الحنک انداخته زاهد بر دوش
  2. شمارهٔ ۷۳ - مژده و نیشتر غزل ذوقینمود با مژه کاری که نیشتر نکند
  3. شمارهٔ ۷۴ - بار فلکغم هجر تو نیمه‌جانم کرد
  4. شمارهٔ ۷۵ز طفلی آنچه به من یاد داد استادم
  5. شمارهٔ ۷۶ - باز یاد از کلنل محمد تقی خانبرای اینکه مگر از تو دل نشان گیرد
  6. شمارهٔ ۷۷ - غزل جمهوری: غزل اول ماهوربه مردم این همه بیداد شد ز مرکز داد
  7. شمارهٔ ۷۸ - غزل جمهوری: غزل دوم بیات ترکسوی بلبل دَمِ گل بادِ صبا خواهد برد
  8. شمارهٔ ۷۹ - دوخا محمد و عارفابرویش تا رقمِ قتلِ من امضا می‌کرد
همه‌ی غزل‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.