پرش به محتوای اصلی
انوری

انوری

رباعیات

۴۴۴ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۳۰۱ ای دل ز فلک چرا نیوشی آزرم
  2. رباعی شمارهٔ ۳۰۲ آخر ز تو چون روی به خون تر دارم
  3. رباعی شمارهٔ ۳۰۳ از غم صدف دو دیده پر در دارم
  4. رباعی شمارهٔ ۳۰۴ در کوی غمت هزار منزل دارم
  5. رباعی شمارهٔ ۳۰۵ راز تو ز بیم خصم پنهان دارم
  6. رباعی شمارهٔ ۳۰۶ نه در غم عشق یار یاری دارم
  7. رباعی شمارهٔ ۳۰۷ ای دل ز وصال تو نشانی دارم
  8. رباعی شمارهٔ ۳۰۸ من با تو که عشق جاودانی دارم
  9. رباعی شمارهٔ ۳۰۹ نام تو نویسم ار قلم بردارم
  10. رباعی شمارهٔ ۳۱۰ در کار تو هر روز گرفتارترم
  11. رباعی شمارهٔ ۳۱۱ بفروختمت سزد به جان باز خرم
  12. رباعی شمارهٔ ۳۱۲ من بنده که کمتر سگ کویت باشم
  13. رباعی شمارهٔ ۳۱۳ بینم دل خویش گر دهانت اندیشم
  14. رباعی شمارهٔ ۳۱۴ خوار و خجلم خوار و خجل باد دلم
  15. رباعی شمارهٔ ۳۱۵ بر چرخ رسید از تو دم سرد دلم
  16. رباعی شمارهٔ ۳۱۶ ای خورده به واجبی چو مردان غم علم
  17. رباعی شمارهٔ ۳۱۷ پر شد ز شراب عشق جانا جامم
  18. رباعی شمارهٔ ۳۱۸ در خدمت تست عقل و هوش و جانم
  19. رباعی شمارهٔ ۳۱۹ ای دل چو به غمهای جهان درمانم
  20. رباعی شمارهٔ ۳۲۰ شبها چو ز روز وصل او یاد کنم
  21. رباعی شمارهٔ ۳۲۱ بازیچهٔ دور آسمانم چه کنم
  22. رباعی شمارهٔ ۳۲۲ چون حرب کنم هیچ محابا نکنم
  23. رباعی شمارهٔ ۳۲۳ می نوش کنم ولیک مستی نکنم
  24. رباعی شمارهٔ ۳۲۴ کس نیست غم اندوخته‌تر زین که منم
  25. رباعی شمارهٔ ۳۲۵ بر آتش هجر عمری ار بنشینم
  26. رباعی شمارهٔ ۳۲۶ آن دیده ندارم که به خوابت بینم
  27. رباعی شمارهٔ ۳۲۷ من دل به کسی جز از تو آسان ندهم
  28. رباعی شمارهٔ ۳۲۸ ای سایهٔ آنک ملک او هست قدیم
  29. رباعی شمارهٔ ۳۲۹ شکر ایزد را که خسرو هفت اقلیم
  30. رباعی شمارهٔ ۳۳۰ در موج خطر مرفهی همچو کلیم
  31. رباعی شمارهٔ ۳۳۱ چون پای همی تحفه برد هر جایم
  32. رباعی شمارهٔ ۳۳۲ ای عشق در آفاق بسی تاختیم
  33. رباعی شمارهٔ ۳۳۳ دی یک دو قدح شراب صافی خوردیم
  34. رباعی شمارهٔ ۳۳۴ سبحان‌الله غمی به پایان نبریم
  35. رباعی شمارهٔ ۳۳۵ با گل گفتم چون به چمن برگذریم
  36. رباعی شمارهٔ ۳۳۶ اندیشهٔ انتقام چون جزم کنیم
  37. رباعی شمارهٔ ۳۳۷ ای دل چو غم نوت دهد چرخ کهن
  38. رباعی شمارهٔ ۳۳۸ ماییم و صراحی و شراب روشن
  39. رباعی شمارهٔ ۳۳۹ باغیست چو نوبهار از رنگ خزان
  40. رباعی شمارهٔ ۳۴۰ ای دل مگذار عمر چون بی‌خبران
  41. رباعی شمارهٔ ۳۴۱ شخصی دارم زنده به جان دگران
  42. رباعی شمارهٔ ۳۴۲ ای ساخته گشته از تو کار دگران
  43. رباعی شمارهٔ ۳۴۳ زلفت به رسنهاش برآورد کشان
  44. رباعی شمارهٔ ۳۴۴ چون روی حیل نبود پایاب جهان
  45. رباعی شمارهٔ ۳۴۵ آیا گهر وصل تو یارم سفتن
  46. رباعی شمارهٔ ۳۴۶ ای دل چو نمی‌نهد سپهرت گردن
  47. رباعی شمارهٔ ۳۴۷ زرق است جهان تو زرق کن از هر فن
  48. رباعی شمارهٔ ۳۴۸ زین جور اگر گذر توان کرد بکن
  49. رباعی شمارهٔ ۳۴۹ هرچ از چو تویی نزیبد ای دوست مکن
  50. رباعی شمارهٔ ۳۵۰ ای دل ز سر نهاد پرواز مکن
  51. رباعی شمارهٔ ۳۵۱ جانا لبم از شراب غم خشک مکن
  52. رباعی شمارهٔ ۳۵۲ هستم ز تو دلشکسته‌ای عهد شکن
  53. رباعی شمارهٔ ۳۵۳ می‌سوز تو خرمن شکیبایی من
  54. رباعی شمارهٔ ۳۵۴ در دام غم تو بسته‌ای هست چو من؟
  55. رباعی شمارهٔ ۳۵۵ ای گنده دهان چو شیر و چون گرگ حرون
  56. رباعی شمارهٔ ۳۵۶ چشمم ز همه جهان فرازست اکنون
  57. رباعی شمارهٔ ۳۵۷ بوطالب نعمت ای همه دولت و دین
  58. رباعی شمارهٔ ۳۵۸ شاها ز خزانهٔ تو ریحان و سمین
  59. رباعی شمارهٔ ۳۵۹ شاهان ممالک تو مودود و معین
  60. رباعی شمارهٔ ۳۶۰ گفتی چه شود کار فراقت یک‌سو

متن اشعار به نقل از گنجور.