پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۳۹

باغیست چو نوبهار از رنگ خزان

عیشی که به عمرها توان گفت از آن

یاران همه انگشت زنان گرد رزان

من در غم تو نشسته انگشت‌گزان

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۴۱شخصی دارم زنده به جان دگران
  2. رباعی شمارهٔ ۳۴۲ای ساخته گشته از تو کار دگران
  3. رباعی شمارهٔ ۳۴۳زلفت به رسنهاش برآورد کشان
  4. رباعی شمارهٔ ۳۴۴چون روی حیل نبود پایاب جهان
  5. رباعی شمارهٔ ۳۴۵آیا گهر وصل تو یارم سفتن
  6. رباعی شمارهٔ ۳۴۶ای دل چو نمی‌نهد سپهرت گردن
  7. رباعی شمارهٔ ۳۴۷زرق است جهان تو زرق کن از هر فن
  8. رباعی شمارهٔ ۳۴۸زین جور اگر گذر توان کرد بکن
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.