پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۴۳

زلفت به رسنهاش برآورد کشان

هر جان و دلی که داشت در شهر نشان

زان پیش که دستار نگه نتوان داشت

ورز دو سه در زیر کلاهش بنشان

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۴۵آیا گهر وصل تو یارم سفتن
  2. رباعی شمارهٔ ۳۴۶ای دل چو نمی‌نهد سپهرت گردن
  3. رباعی شمارهٔ ۳۴۷زرق است جهان تو زرق کن از هر فن
  4. رباعی شمارهٔ ۳۴۸زین جور اگر گذر توان کرد بکن
  5. رباعی شمارهٔ ۳۴۹هرچ از چو تویی نزیبد ای دوست مکن
  6. رباعی شمارهٔ ۳۵۰ای دل ز سر نهاد پرواز مکن
  7. رباعی شمارهٔ ۳۵۱جانا لبم از شراب غم خشک مکن
  8. رباعی شمارهٔ ۳۵۲هستم ز تو دلشکسته‌ای عهد شکن
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.