پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۳۳

دی یک دو قدح شراب صافی خوردیم

با همنفسی شبی به روز آوردیم

امروز چنان شد که به ناچار دو دست

در گردن درد و رنج و هجران کردیم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۳۵با گل گفتم چون به چمن برگذریم
  2. رباعی شمارهٔ ۳۳۶اندیشهٔ انتقام چون جزم کنیم
  3. رباعی شمارهٔ ۳۳۷ای دل چو غم نوت دهد چرخ کهن
  4. رباعی شمارهٔ ۳۳۸ماییم و صراحی و شراب روشن
  5. رباعی شمارهٔ ۳۳۹باغیست چو نوبهار از رنگ خزان
  6. رباعی شمارهٔ ۳۴۰ای دل مگذار عمر چون بی‌خبران
  7. رباعی شمارهٔ ۳۴۱شخصی دارم زنده به جان دگران
  8. رباعی شمارهٔ ۳۴۲ای ساخته گشته از تو کار دگران
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.