پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۳۹ - فی‌الاشتیاق

به خدایی که عقل کلی را

بر درش سر بر آستان دیدم

از پی وصف حضرت عزش

دهن نطق بی‌زبان دیدم

که من از دوری تو دور از تو

بی‌تکلف هلاک جان دیدم

بی‌تو تاریک شد جهان بر من

که به روئیت همه جهان دیدم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۴۱ - به مجلس صاحب بار خواهدخداوندا به فر دولت تو
  2. شمارهٔ ۳۴۲در آینه چون نگاه کردم
  3. شمارهٔ ۳۴۳ - در اشتیاق دوستی و طلب مکاتبات ازوز روزگار به یک نامهٔ تو خرسندم
  4. شمارهٔ ۳۴۴ - در شکایتنرسد گرد سر فراز همی
  5. شمارهٔ ۳۴۵ - در حسب حال و وارستگی خویشامید و بیم دهد خلق را مسخر خویش
  6. شمارهٔ ۳۴۶ - در طلب صاحباگر بیایی و من بنده را دهی تشریف
  7. شمارهٔ ۳۴۷ - شکوه از روزگارخدایگانا سالی مقیم بنشستم
  8. شمارهٔ ۳۴۸ - در مدح تاج الدین ابوالمعالی محمد المستوفی گوید و عرق نسترن خواهدایا به عالم عهد از تو نوبهاروفا
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.